چکیده عربی:مازالت اللغه تثیر انتباه المفکرین- خاصه المعتقدین منهم بعدم توقیفیتها- کاحدی المظاهر للثقافه و الحضاره فی المجتمعات البشریه.فی العصر الراهن و تزامنامع النشاطات النسویه فی العالم واجهت اللغه و خاصه اللغه العربیه اتهامات جنوسیه و ادعی بعض المحافل تسلط الفحوله علیها و محو الانوثه فی کثیر من تجلیاتها.هذه الدراسه تمعن النظر فی اللغه العربیه من جهتین: الاولی هی البنیه الاصلیه فی اللغه و القواعد الحاکمه علیها نظرا الی الفلسفه العامه و المنطق الریاضی السائدین فیها، و الثانیه التعمق فی الاستعمالات اللغویه للمونث و المذکر فی الظروف المختلفه و البحث عن تحیز اللغه علی او لاحد من الجنسین.فالعنایه هنا بالاستعمال اللغوی دون الادبی لکثره تاثر الادب من البیئه و قله هذا التاثر فی اللغه، و الدراسه هذه توکد علی مواکبه اللغه المیزات الموجوده فی الجنسین و انحیاز القواعد النحویه من الجنوسه اذا ننظر الی القواعد الاساسیه فی اللغه و الی شمولیه الاصول بعین الاعتبار.
چکیده فارسی:هماره زبان به عنوان یکی از مظاهر تمدن و فرهنگ هر جامعه مورد توجه متفکران- خصوصا آنان که قائل به قراردادی بودن زبان می باشند- قرار گرفته است. در عصر حاضر با اوج گیری نهضتهای زنان بخشی از تهاجمات جنسیتی متوجه ساختار و کاربردهای زبان خصوصا زبان عربی شده است و ادعا می شود که زبان عربی و قواعد آن با تمایلات جنس گرایی بر اساس تسلط مردانه بنا گردیده است.این پژوهش با بررسی بنیه و کاربرد زبان عربی، از دو جنبه به کاوش و تعمق در این امر پرداخته است: نخست از جهت بنای اصلی کلمه و ساختار نحوی آن با عنایت بر منطق و فلسفه کلی که بر قواعد و احکام نحوی حاکم است، و در مرحله بعد استعمال لغوی و کاربردهای خاص مونث و مذکر در موقعیتهای متفاوت.در این بحث استعمال لغوی به صورت خاص مورد توجه است و استعمال ادبی کلام که می تواند به شکل وسیعی متاثر از جو و ساختار اجتماعی ملل باشد. مد نظر نبوده است. در زمینه مورد نظر، این تحقیق بر هماهنگی فطری زبان با ویژگیهای زن و مرد و جایگاه فراجنسیتی ثانیث در قواعد زبانی بانگاه عام و جامع به این احکام تاکید می ورزد.